یک ماه با اقتصاد قسمت هفتم اسرائیل




 
https://twitter.com/TheIntangibles/status/1081101377684885504
قسمت هفتم
اسرائیل، کشور جوان.
در این ‌رشته توییت سعی در شناخت مقدماتی کشور اسرائیل داریم؛ موارد زیر بررسی خواهد شد:
تأسیس اسرائیل و اعلامیه استقلال
کشور یهودی
قوه مقننه، مجریه و قضاییه
قوانین اسرائیل
و همچنین مشکلاتی که اسرائیل با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند. در این رشته توییت به بررسی ساختار نهادهای سیاسی و جامعه اسرائیل در بستری تاریخی خواهیم پرداخت. اسرائیل برای ایران از اهمیت بسیاری برخوردار است و در چهل سال اخیر، دشمنی با اسرائیل تمام ساختار سیاسی و ایدئولوژی جمهوری اسلامی را تحت تأثیر قرار داده است. بنده برای نوشتن این رشته توییت در نظر گرفته‌ام که شما هیچ اطلاعاتی در مورد اسرائیل ندارید، به همین دلیل اگر درجایی موارد بدیهی توضیح داده شد، پیشاپیش پوزش بنده را پذیرا باشید. همچنین برخلاف رویه پیشین، در این قسمت بر اقتصاد تأکید نکرده‌ام تا شما ابتدا با کشور اسرائیل آشنا شوید، و سپس در قسمت‌های بعد، اقتصاد اسرائیل را با اعداد و ارقام سنجیده و با جزئیات بررسی خواهد شد. برای درک بهتر اسرائیل کنونی، باید به سال 1948، سالی که اسرائیل یک کشور مستقل شد، و پیش از آن بازگردیم. این استقلال حاصل برآیند و نقطه اوج کنش‌های جنبش صهیونیستی بود که در اواخر قرن نوزدهم شروع‌شده بود. در سال ۱۸۹۴ میلادی، آلفرد دریفوس، یک سروان یهودی افسر ستاد در ارتش فرانسه، به جرم جاسوسی برای آلمان به محاکمه کشانده شد.




ماجرای دریفوس و محاکمه جنجالی او به کمک گزارش‌های مطبوعات و اظهارنظرهای مقامات ارتش فرانسه در مورد یهودیان آن‌چنان بالا گرفت که روزنامه‌نگاران کشورهای مختلف برای تهیه گزارش به سالن دادگاه کشانده می‌شدند. یکی از این روزنامه‌نگاران، که چندین سال بود به‌عنوان گزارشگر نشریه اتریشی نویه فرایه پرسه (Neue freie Press) در پاریس اقامت داشت، تئودور هرتسل بود. در جریان دادگاه، روزنامه‌های فرانسه از "توطئه یهودیان علیه جمهوری فرانسه" نوشته و به حکمی کمتر از اعدام برای "افسر خائن به وطن" راضی نبودند. سرانجام دادگاه نظامی فرانسه، باوجود شواهد، حکم به حبس و تبعید دریفوس به جزایر شیطان در مستعمره گویان فرانسه کرد. ۱۲ جولای ۱۹۰۶ دادگاه عالی فرانسه مردود بودن تمامی اتهامات آلفرد دریفوس را اعلام داشت و پس از گذشت سال‌ها از محکومیت وی، بی‌گناهی او روشن گشت. تئودور که به‌عنوان روزنامه‌نگار جریان دادگاه را از نزدیک دنبال می‌کرد، با مشاهده دادگاه و پی بردن به‌شدت احساسات یهودستیزی در میان افراد جامعه، به این نتیجه رسید که یهودیان باید برای خود کشوری مستقل داشته باشند. وی پس از انتشار کتابی تحت عنوان "کشور یهود"، برای رسیدن به این هدف، جنبش سیاسی صهیونیست را تأسیس کرد؛ ولی نکته جالب‌توجه این است که مکتب صهیونیسم بر پایه تفکرات سکولار پایه‌ریزی گردید نه تعالیم تورات و یهودیت. با رهبری تئودور هرتسل، جنبش صهیونیست تلاش کرد که جوامع یهودیان دور از وطن را گرد هم آورد، و اعلام کرد هدف نهایی‌اش آن است که آنها برای خود کشوری مستقل داشته باشند. تفکرات صهیونیستی بسیار پیش‌تر از هرتسل نیز مطرح بود، اما او به آن‌ها جامه عمل پوشاند. تصویر طرح اولیه پرچم اسرائیل.



در این مسیر، حرکت صهیونیست، در دو سطح هدف خود را دنبال کرد، اول، پیش گرفتن دیپلماسی با قدرت‌های اروپایی، و دوم، مهاجرت به سرزمین اسرائیل و سکنی گزیدن در آن. کنگره جهانی صهیونیسم (در کشورهای اروپایی) و آژانس یهود (در آمریکا) شروع به مذاکرات دیپلماتیک با دولت‌های جهان برای متقاعد کردن آن‌ها برای حمایت از تشکیل کشور یهودی در آنچه در آن زمان به‌عنوان منطقه "فلسطین یا سرزمین یهود" نامیده می‌شد، کردند. آن سرزمین ابتدا توسط عثمانی و سپس توسط امپراتوری بریتانیا کنترل می‌شد. هم‌زمان با این فعالیت‌ها، اعضای جنبش صهیونیزم شروع به مهاجرت به سرزمین اسرائیل کردند، و جامعه‌ای را پایه گذاشتند که در سال‌های بعد، مبنای جامعه کشور اسرائیل شد. در طول سه دهه پیش از تأسیس کشور اسرائیل، یهودیانی که در فلسطین، سرزمین یهود، تحت حاکمیت بریتانیا زندگی می‌کردند شروع به ساخت نهادهای سیاسی کردند، که ریشه نهادهای سیاسی اسرائیل شد. در سال 1920، نهادی تشکیل شد به نام مجمع نمایندگان (Asefat HaNivharim) که هدفش داشتن نمایندگانی از تمام اقشار جمعیت یهودی واقع در سرزمین یهود تحت حاکمیت بریتانیا بود. این مجمع، بیشتر از اعضای چند حزب صهیونیست تشکیل‌شده بود. تمام یهودیان از ایدئولوژی صهیونیسم حمایت نمی‌کردند (زیرا بر پایه تفکرات سکولار بود نه تفکرات دینی و آموزه‌های تورات) بااین‌حال، آن‌ها نیز نمایندگانی در این مجمع نمایندگان داشتند. این مجمع نمایندگان که در آینده تبدیل به کنست (قوه مقننه) شد، گروهی را به نام شورای ملی یهود (Va'ad Le'umi) تشکیل داد که نقش قوه مجریه را بازی می‌کرد و وظیفه اجرایی کردن سیاست‌های تعیین‌شده توسط مجمع نمایندگان را داشت. پس از ج.ج.د. در 1947 سازمان ملل متحد قطعنامه‌ی را صادر کرد که در آن درخواست شده بود سرزمین برای تشکیل دولت عربی و یهودی تقسیم‌بندی شود. نهادهای یهودی شروع به آماده شدن برای بنیان‌گذاری دولت یهودی شدند، و دولت اسرائیل به‌صورت رسمی در 14 می 1948 (24 اردیبهشت 1327) تأسیس شد.


در آن روز مجمع نمایندگان سند تشکیل دولت اسرائیل را امضا کردند، که به نام اعلامیه استقلال اسرائیل شناخته می‌شود. این سند، مشروعیت وجود کشور اسرائیل و ارزش‌های مهم آن را اعلام می‌کرد. تصویر زیر، ظرف نقره‌ای است که در آن تومار اصلی اعلامیه استقلال کشور اسرائیل نگهداری می‌شود. این اعلامیه از سه بخش تشکیل می‌شود. بخش تاریخی، بخش کاربردی و بخش ارزش‌های انسانی.
بخش اول به مبارزه ملت یهود در اعصار مختلف تاریخ برای به دست آوردن استقلال سیاسی در سرزمین یهود می‌پردازد. این قسمت تلاش سیاسی و همچنین رابطه معنوی ملت یهود با آن سرزمین را روایت می‌کند. این خوانش تاریخ بر اساس ایدئولوژی صهیونیستی است. چندین ارجاع، به مراودات دیپلماتیک برای مشروعیت به ادعای ملت یهود بر سرزمین خود برای اعلام استقلال و تشکیل کشور اسرائیل در این اعلامیه وجود دارد. همچنین به اتفاقات معاصر مانند ج.ج.د. و هولوکاست نیز اشاره می‌شود.
بخش دوم، به موارد قانونی اعلام استقلال پرداخته و نحوه تشکیل دولت و نهادهای مهم را شرح می‌دهد. بخش دوم، به موارد قانونی اعلام استقلال پرداخته و نحوه تشکیل دولت و نهادهای مهم را شرح می‌دهد. (توییت تکرار شده است)
بخش سوم نیز ارزش‌های عالی کشور جدید را شرح می‌دهد. مهم‌ترین آن‌ها، تعیین کشور اسرائیل به‌عنوان کشور یهودی و دمکراتیک است.

یعنی تشکیل کشور، دو اصل را هم‌زمان در نظر می‌گیرد، اول نمایندگی ملت یهود و تلاش برای منافع آن‌ها، و دوم، التزام به بالاترین حد حقوق بشر جهانی، برابری و آزادی؛ بدون در نظر گرفتن نژاد و ملیت، دین و جنسیت.







ترجمه رسمی اعلامیه استقلال در لینک زیر قابل‌مطالعه است. ویدئو زیر مربوط به قرائت اعلامیه استقلال توسط داوید بن گوریون است.
اسرائیل خود را یک کشور یهودی می‌داند. اما این به چه معناست؟ از چند جهت می‌توان به این موضوع پرداخت. به‌صورت رسمی، اسرائیل یک دولت ملی یهودی است. به همین دلیل برخی از قوانین کشور در راستای منافع مردم یهودی است. مثلاً علیا، که قانون بازگشت نام دارد و هر یهودی (همان‌طور که در هلاخا آمده است)، و غیر یهودیان واجد شرایط (فرزند یا نوه یک یهودی، همسر یک یهودی، همسر فرزند یک یهودی و همسر نوه یک یهودی) این حق قانونی را دارا می‌باشند که به اسرائیل مهاجرت کرده و در آنجا ساکن شوند، درعین‌حال این افراد بدون درنگ، از حق شهروندی اسرائیل  نیز بهره‌مند می‌شوند. اما دیگر مهاجران از این حق برخوردار نیستند. علاوه بر این، نشان‌های رسمی دولت اسرائیل، مانند پرچم و سرود ملی، به‌وضوح ریشه در یهودیت دارد. به‌عنوان‌مثال، ستاره داوود (Magen David)، که بانام ستاره یهود نیز شناخته می‌شود، روی پرچم و یا سرود ملی که امید (Hatikvah) نام دارد، در سال ۱۸۷۸ توسط شاعر گالیسیایی نفتالی هرتز ایمبر در تسلوکتسوفِ اوکراین نوشته شد و در کنگره صهیونیست اول در سال ۱۸۹۷ به‌عنوان سرود صهیونیسم تصویب شد. درویدئوزیر، به مناسبت هفتادمین سال تشکیل اسرائیل، یهودیان سراسر جهان سرود امید را می‌خوانند که اشاره به تلاش 2000 ساله آن‌ها برای بازگشت به صهیون است. صهیون نزد یهودیان به معنای شهر اورشلیم و در متون دینی، آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به اسرائیل است. برخی از یهودیان؛ یهودیت را امری "فرهنگی" می‌دانند، و نه "دینی"، برای همین تأکیددارند که دولت اسرائیل باید تأکیدش بر فعالیت‌هایی باشد که تعالی‌بخش فرهنگ دیرینه و رسوم یهود باشد و نه قوانین دینی یهود. این گروه، اسرائیل را یک دولت ملی سکولار می‌بینند. در طرف مقابل نیز، بسیار معتقدند که آموزه‌های دین یهود باید در سطوح رسمی دولت، در تصمیم‌گیری‌ها مؤثر باشد. سازوکار دمکراتیک اسرائیل، به تمام افراد با تفکرات مختلف اجازه می‌دهد که در کنار هم زندگی مسالمت‌آمیزی داشته باشند. تفکیک قوا در اسرائیل
اسرائیل یک دمکراسی/جمهوری پارلمانی است، در آن، شهروندان نمایندگان خود را برای کرسی‌های کنست (نام پارلمان اسرائیل است که در شهر اورشلیم قرار دارد؛ کنست دارای ۱۲۰ کرسی است( انتخاب می‌کنند. کنست قوه مقننه است و وظیفه قانون‌گذاری دارد؛ دولت مجبور است بر اساس این قوانین عمل کند. نظارت بر دولت از دیگر وظایف کنست است و برای انجام این کار چندین ابزار دارد. مهم‌ترین آن‌ها رأی عدم اعتماد است که دولت را ساقط می‌کند. وظیفه دولت اجرای قوانین وضع‌شده توسط کنست است، اما دولت به‌عنوان قوه مجریه توان صدور فرمان اجرایی دارد که مساوی با قانون کنست است.
قوه قضاییه، سومین شاخه از قوای حاکم بر اسرائیل است و در صورت تخلف از قانون، می‌تواند ورود کند. هرکدام از آن‌ها را جداگانه بررسی خواهیم کرد، اما پیش از آن باید سیستم انتخابات اسرائیل را بررسی کنیم.
سیستم انتخابات:
اسرائیل به دلیل کوچک بودن، تنها یک حوزه انتخابیه محسوب می‌شود و در آن کسی به "نماینده شهر خود" رأی نمی‌دهد، در انتخابات اسرائیل مردم به احزاب رأی می‌دهند، نه افراد، در انتخابات 2015 اسرائیل، 26 حزب، لیست انتخاباتی دادند. کرسی‌های کنست به‌صورت نسبی و بر اساس آراء کسب‌شده توسط هر حزب به آن‌ها تخصیص داده می‌شود. اسرائیل احزاب زیادی دارد هر حزب برای یافتن اجازه حضور در کنست، حداقل باید 3.25% از کل آراء را به خود اختصاص دهد؛ این قانون برای ایجاد ثبات در دولت تشکیل‌شده است، ولی احزاب کوچک از آن ضرر می‌بینند. تاکنون در اسرائیل هیچ حزبی نتوانسته است تمام کرسی‌های لازم برای تشکیل دولت (61 کرسی) را به دست آورد،برای همین تمام دولت‌های اسرائیل تاکنون ائتلافی بوده‌اند. خوبی این موضوع این است که حزب قدرتمند همیشه به دیگر احزاب محتاج است و مجبور به "راه آمدن" با دیگران است. نخست‌وزیر از بین اعضای کنست برای یک دوره چهارساله انتخاب می‌شود، و معمولاً رئیس آن حزبی است که بیشترین کرسی را در اختیار دارد، زیرا می‌تواند با تأمین نظرات دیگر احزاب، یک ائتلاف تشکیل دهد. هر شهروند اسرائیلی بالای 21 سال نیز می‌تواند برای نماینده شدن در کنست اقدام کند. بسیاری از کاندیدها از اعراب اسرائیلی هستند، برخی از احزاب نیز، تمام فهرستشان اعراب اسرائیلی است. رئیس ستاد انتخابات سال 2015،آقای سلیم جبران، یک عرب اسرائیلی بود که مقام قضاوت در دادگاه عالی اسرائیل را نیز دارد.
برای سربازان، زندانیان، بیماران بستری و همچنین معلولین، تمهیدات ویژه برای رأی دادن اندیشیده می‌شود. برای انتخابات، 11000 حوزه رأی‌گیری برپا می‌شود. احزاب "قبل از انتخابات" می‌توانند با یکدیگر توافق کنند که اضافه رأی خود را (که برای اخذ یک صندلی دیگر به حدنصاب نرسیده است) به حزب دیگر منتقل کنند. اگر پیش‌تر، توافقی صورت نگرفته باشد، آراء، به نسبت بزرگی کرسی‌های اخذشده، به‌تناسب تقسیم خواهند شد. کنست: مجلس اسرائیل
برخلاف مجالس دیگر کشورها که از دو شاخه تشکیل می‌شوند، مجلس اسرائیل یگانه است. 120 نماینده کنست در جلسات علنی  مجلس شرکت می‌کنند، و در کمسیون‌های مختلف کنست عضو می‌شوند. همان‌گونه که پیش‌تر ذکرشده است، وظیفه اصلی کنست، تصویب قوانین و نظارت بر دولت است. در جلسات علنی، نمایندگان بیشتر به بحث‌وجدل در مورد لوایح پیشنهادی، مسائل سیاسی و مسائل مربوط به نظارت بر دولت می‌پردازند. بیشتر فعالیت نمایندگان در جلسات علنی است و برای برگزاری آن‌ها نیز حدنصابی وجود ندارد و نمایندگان نمی‌توانند آبستراکسیون کنند. کمیته‌های کنست، بیشتر فعالیت‌های روزانه پارلمان را بر عهده‌دارند. آن‌ها در مورد لوایح به بحث می‌پردازند و بر وزارتخانه‌های مربوط به خود نظارت می‌کنند.
کمیته‌های کنست به دو نوع هستند، یا دائمی یا ویژه، که  برای هدفی خاص به‌صورت موقت تشکیل می‌شوند. در حال حاضر کنست 12 کمیته دائمی و شش کمیته ویژه دارد. هرکدام از این دوازده کمیته دائمی، با یک موضوع عمومی سروکار دارد که مربوط به یکی از وزارتخانه‌های دولت است مثلاً کمیته روابط خارجی و امنیت، با مسائلی سروکار دارد که مربوط به وزارت دفاع و وزارت خارجه است. کمیته‌های ویژه نیز برای موارد خاص دایر می‌شوند، مثلاً برای مبارزه با پدیده اعتیاد. آن‌ها مانند کمیته‌های دائم هستند، فقط در مدت محدودتری. نمایندگان در جلسات علنی، تصمیم به برپایی این کمیته‌های ویژه برای پرداختن به موارد مهمی که زیاد موردتوجه کمیته‌های دائمی نیستند، می‌گیرند. نمایندگآن‌همچنین می‌توانند کمیته ویژه تحقیقات تشکیل دهند که تا حدودی قدرت قضایی هم دارد. رئیس‌جمهور نیز توسط کنست انتخاب می‌شود؛ مرد یا زن انتخاب‌شده به این مقام که بیشتر تشریفاتی است، معمولاً فردی باپرستیژ و فرای سیاست‌های حزبی است و خود را نماینده تمام کشور اسرائیل و شهروندانش می‌داند. رئیس‌جمهور از قدرت اجرائی زیادی برخوردار نیست و توان تأثیرگذاری بر دولت را ندارد قوه مجریه:
در ابتدا رئیس‌جمهور (که خود توسط کنست برای یک دوره هفت‌ساله انتخاب می‌شود و مقامی تشریفاتی است) وظیفه تشکیل دولت را به یکی از اعضای کنست محول می‌کند، و آن‌یک نفر معمولاً رئیس حزبی است که بیشترین کرسی را دارد اما قانون اجباری برای آن ندارد.

 به این دلیل که دولت برای فعالیت خود به حمایت کنست نیازمند است، باید یک ائتلاف قوی با حداقل 61 کرسی داشته باشد. رسم است که کرسی‌های وزارت به روسای احزابی که با دولت ائتلاف کرده‌اند داده شود، آن‌هایی که در ائتلاف قرار نمی‌گیرند، گروه مخالفان در اقلیت را تشکیل می‌دهند. 

البته انتخاب وزیر در اختیار نخست‌وزیر است و او می‌تواند فردی غیر از اعضای کنست را (به دلیل توانایی‌هایش) به سمت وزارت بگمارد. فردی که برای تشکیل دولت از طرف رئیس‌جمهور انتخاب می‌شود، 28 روز فرصت دارد تا دولت تشکیل دهد، این فرصت توسط رئیس‌جمهور تا 14 روز دیگر نیز می‌تواند تمدید شود. اگر در این 42 روز دولت تشکیل نشد، رئیس‌جمهور فرد دیگری را با 28 روز فرصت برای تشکیل دولت انتخاب کرده و اگر او نیز موفق به تشکیل دولت نشد، این بار کنست در نامه‌ای به رئیس‌جمهور، فردی را از بین خود معرفی می‌کنند (که تاکنون رخ نداده است). پس از تشکیل دولت، نخست‌وزیر برای کسب رأی اعتماد کابینه خود را به کنست معرفی می‌کند و پس‌ازاین رأی اعتماد، دولت تشکیل‌شده و وزیران به دفاتر خود می‌روند. در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی، کنست و دولت به مشکلات زیادی برخوردند، برای همین طرح انتخاب مستقیم نخست‌وزیر با رأی مستقیم مردم پیاده‌سازی شد. در این طرح، قدرت نخست‌وزیر بسیار بیشتر شد، کنست به‌زودی فهمید که این طرح بجای مفید بودن بیشتر مضر است و در سال 2003 لغو شد. تخصیص کرسی‌های کنست "تناسبی" است، که از روش هوندت (D'Hondt method) برای تقسیم کرسی‌ها استفاده می‌کند، شیوه هوندت یا روش جفرسون، روش عالی‌ای است به‌منظور اختصاص میانگینی از کرسی، بنابراین به آن نوعی نمایندگی تناسبی حزبی می‌گویند. این روش برای توزیع متناسب کرسی‌ها در مجلس نمایندگان ایالات‌متحده در سال ۱۷۹۱و در اروپا توسط ویکتور دندان، ریاضیدان بلژیکی در اروپا جاری شد و از ۱۸۷۸ برای توزیع متناسب کرسی‌های پارلمانی برای احزاب در نظر گرفته‌شده. در تصویر زیر شما یک مثال در مورد این روش را از ویکی‌پدیا مشاهده می‌کنید.


https://twitter.com/TheIntangibles/status/1081101377684885504

نظرات