معرفی کتاب سیاست خارجی ایران پس از برجام
[معرفی کتاب]
در این رشته توییت به بررسی کتاب "سیاست خارجی ایران پس از برجام" میپردازیم. کتاب از 10 فصل تسکیل شده و هر فصل را به صورت خلاصه در ادامه معرفی خواهم کرد. نویسنده عزیز این کتاب آقای@Farhadrezaeii و اگر سوألی درمورد سیاست خارجی ایران دارید، میتوانید از ایشان بپرسید.
Iran’s Foreign Policy After the Nuclear Agreement
Politics of Normalizers and Traditionalists
Authors: Rezaei, Farhad; © 2019
Palgrave Macmillan
ISBN 978-3-319-76789-5 فصل اول: کلیات سیاست خارجی ایران
سیاست خارجی در ایران پیچیده است و دولت، با نهادهای حاکمیتی مانند سپاه پاسداران، برای افزایش نفوذ خود میجنگد. قدرت واقعی در دست حامیان آیتالله علی خامنهای است؛ لایه معتمدین نظام. تصمیمات مهم توسط آقای خامنهای گرفته میشود. فشار حلقه بسیار تنگ داخلی، افزودن بیجهت پیچیدگیها، جنگ قدرت، تهدید و ارعاب، بازی در لبه پرتگاه سقوط و خشونت تنها برخی از ابزار مورداستفاده در پروسه تصمیم گیران نهایی نظام در سیاست خارجی است؛ این موضوع باعث فرستادن پیامهای متضاد در مورد یک موضوع از داخل کشور است. سپاه، نهادها و بنیادها، و همچنین روحانیان صاحب قدرت، به دلیل وجود حمایت "نظام" نیازی برای هماهنگی با دولت در سیاست خارجی و داخلی، احساس نمیکنند. دراینبین، پاسداران برای منافع خود، بارها سیاست خارجی را بهگونهای هدایت میکنند که برخلاف سیاست رسمی دولت است. دراینبین اصلاحطلبان پرچمدار حمایت از دولت هستند و اصولگرایان و علیالخصوص شاگردان مدرسه حقانی، پیشرو در جمهوری زدایی از کشور و در صف اول مخالفان دمکراسی. فصل دوم: ج. ا. و ایالاتمتحده
پس از انقلاب، آمریکا به شیطان بزرگ بدل شد و ارتباط با آن معادل خیانت؛ محمد خاتمی با طرح گفتگوی تمدنها و نیز حسن روحانی با برجام و وجود پرزیدنت اوباما نیز نتوانستند گامی بهپیش بگذارند. مخالفت اصولگرایانی همچون آقای مصباح، آقای خامنهای و آقای جنتی و همچنین به خطر افتادن منافع پاسدارها، تمام آن چیزی بود که برای مخالفت حامیان نظام علیه برجام موردنیاز بود. مخالفت آنها نیز برای پرزیدنت ترامپ و جمهوریخواهان در آمریکا به بازوی تبلیغاتیشان تبدیل شد. بازگشت تحریمها و تحریمهای جدید نیز به تشدید بیثباتی در ایران کمک کرده است. ملغمه مدیریتی و فساد نیز مزید بر علت است. و خطر عمدهای که ایران را در این زمینه تهدید میکند، اول، بازگشت به غنیسازی مخفیانه یا آشکار و دوم نیروی دریایی سپاه (ندسا) است که به تحریک کشتیهای جنگی نیروی دریایی آمریکا میپردازد. فصل سوم: ایران و روسیه؛ حرکت بهسوی شرق.
روسیه هم درزمینه دور زدن تحریمها و هم درزمینهٔ برنامه هستهای ایران به یاری جمهوری اسلامی شتافته است. حرکت بهسوی سازمان همکاری شانگهای نیز در دوران دولت ا. ن. شروع شد، هدفش نیز کم کردن اثر تحریمها با کمک روسیه و چین بود. هم اصلاحطلبهاو هم اصولگرایان از حمایت آقای پوتین استقبال کردهاند. دو هدف فرعی نیز که هم روسیه و هم ج.ا. آن را دنبال میکنند و باعث نزدیکی آنها شده است، تضعیف اتحادیه اروپا و ناتو میباشد. اصولگرایان علاقه بیشتری به روسیه دارند و تیم آقای روحانی و اصلاحطلبان، خواستار ایجاد توازن بین روابط با اروپا و روسیه هستند. وضعیت سوریه نیز یکی دیگر از دلایل نزدیکی این دو کشور میباشد. همکاری مستقیم پاسداران با نیروهای روسی، موضع اصولگرایان تندرو را در ج. ا. تقویت کرده است. فصل چهارم: ایران و اتحادیه اروپا
روابط ج.ا. با اروپا در اکثر موارد حسنه بوده است، پیچیدگی از آنجایی پیش آمد که آنها عقبنشینی ج.ا. از اهداف هستهایاش را درخواست کردند. با مخالفت ج.ا. اتحادیه اروپا نیز به ائتلاف بینالمللی و تحریم علیه ج.ا. پیوست. تحریم ایران، به اتحادیه اروپا ازنظر اقتصادی ضربه زد، زیرا ایران هم مشتری کالاها و خدمات آنها بود و هم مقصد سرمایهگذاری. پس از تصویب برجام در 2016، قراردادهای متعددی، ازجمله با ایرباس عقد شد، و هر دو طیف سیاسی ایران بر گسترش روابط با اروپا توافق داشتند. ج. ا. اروپا را یک حائل میان خودش و دولت پرزیدنت ترامپ برای تضعیف برجام میبیند، پس از خروج آمریکا، اروپا با صدای بلند به اعتراض برخاست؛ تلاشهای اروپا برای گسترش روابط اقتصادی از داخل ایران، برای حفظ اقتصاد مقاومتی با عکسالعمل منفی روبهرو شده است. اختلافات زیادی در مورد نوع پاسخگویی به اعتراض اروپا در موضوعاتی همچون حقوق بشر،حمایت از تروریسم و رژیم سوریه در ج. ا. وجود دارد. مطلوب اروپا بهبود حقوق بشر در ایران، تلاش ج. ا. برای نابودی گروههای تروریستی و کمک به برکناری اسد است؛ در این میان اصلاحطلبان برای نشان دادن چهرهای زیبا از ج.ا. میکوشند، اما اصولگرایان، همین ظاهرسازی مصلحتی را نیز برنمیتابند. فصل پنجم: ایران و عراق؛ پروژه لبنانیزه کردن.
از دید ج. ا.، مناسبترین بستر برای صدور انقلاب، کشور عراق است و جایگزینی حزب بعث، با جمهوری (اسلامی) عراق، چیزی شبیه معجزه و هدیه آمریکا بود. از دید ج. ا. تمام جوانان شیعه عراقی، آماده شهادت در راه اهدافش هستند. پس از یازده سپتامبر و حمله به عراق در 2003 بود که آمریکاییها متوجه شدند تا چه اندازه نفوذ ج. ا. در عراق زیاد است. اقدام شتابزده نیروهای سپاه قدس و حمایت آنها از سیاستمداران شیعه، باعث رسیدن آنها به قدرت و شیوع طایفهگرایی شد و به همین واسطه، شیعیان از اهل سنت انتقام گرفتند. رفتار دولت نوری المالکی، که با حمایت ج.ا. بالاآمده بود، این سیگنال را به اهل سنت داد که آنها دیگر شهروندان درجهدو عراق هستند. این موضوع یکی از زمینههای رشد سریع داعش بود. آمدن داعش، پیشروی ایران را در عراق بسیار کند کرد؛تصمیمات عربستان برای بازسازی شهرهای سنی نشین عراق، حمایت آمریکا از این تصمیم و برخورد جدی ارتش ایالاتمتحده با داعش نیز از دیگر مواردی بود که عمق نفوذ ج.ا. را کاهش داد. فصل ششم: ایران و سوریه؛ پیروزی یا شکست.
حفظ اتحاد با سوریه برای ج.ا. بسیار مهم است. حفظ هلال شیعی، رساندن اسلحه و پول به حماس، حزبالله و جهاد اسلامی فلسطین، و همچنین مبارزه با داعش از اهداف مهم و حیاتی برای ج.ا. به شمار میرود. پس از شروع جنگ داخلی سوریه، حاکمیت ج.ا.،سپاه پاسداران و سپاه قدس بهصورت یکدست، شروع به حمایت بسیار گرانی از بشار اسد و رژیم بعث سوریه کردند. تخمینها از هزینه کرد بیش از 100 میلیارد دلار توسط ج.ا. خبر میدهد. علاوه بر نیروهای سپاه پاسداران، سپاه قدس، حزبالله، ج.ا. نسبت به آموزش و تجهیز نیروهای شیعه عراقی و مبارز از افغانستان و پاکستان اقدام نمود. اصولگرایان تندرو حفظ اسد را بالاتر از مسئله هزینه آن میدانند و معتقدند حضور او، از تشکیل یک سوریه سنی با محوریت عربستان جلوگیری میکند. چه اسد بماند و چه مجبور به رفتن باشد، ج.ا. بهواسطه حضور خود یکی از بازیگران مهم در مورد آینده سوریه خواهد بود. فصل هفتم: ایران و عربستان؛ رهبری امت اسلام وهژمونی منطقهای
اختلافات با عربستان به ابتدای انقلاب بازمیگردد. درست پس از تغییر رژیم ایران در 1979، نیروهای جدید انقلابی با رهبری آیتالله خمینی اقدام به صدور انقلاب و مشکلسازی برای عربستان نمودند. آخرین بحرانی که ج.ا. برای عربستان ساخته است، تسلیح حوثیها در یمن است. عربستان نیز به مقابله با تحرکات ج.ا. در سوریه، عراق و بحرین پرداخته است. ملک سلمان، برخلاف پادشاه قبلی، تصمیم به مقابله شدید با اقدامات ایران را دارد و دخالت مستقیم ریاض در جنگ داخلی یمن را در همین راستا میتوان ارزیابی کرد.برای مصالحه با عربستان، حسن روحانی به دخالت آیتالله رفسنجانی امید داشت، زیرا او تنها سیاستمداری بود که توانایی برقراری دیالوگ جدی با عربستان را داشت. پس از مرگ آقای رفسنجانی، تلاشهای آقای روحانی برای برقراری ارتباط با عربستان در مورد یمن و سوریه تاکنون به نتیجه نرسیده است. فصل هشتم: ایران و ترکیه: دوست و دشمن.
ترکیه و ایران، وارثان دو امپراتوری پرشیا و عثمانی هستند. روابط فیمابین به خشونت آنچنانی کشیده نده اما زیاد دوستانه هم نیست. هردو به هم نیاز داشته و از هم متنفرند. هر دو به دنبال حیطههای خاکستری این رابطه هستند که به نفع هردو باشد. پس از انقلاب 1979، روابط دو کشور به تیرگی گروید. آقای خمینی به ترکیه که یک کشور سکولار و عضو ناتو بود، بدبینی داشت. آقای خمینی در یک سخنرانی خود در 1986 اینگونه بیان کرد که آتاتورک یک دیکتاتور بوده و علمای ترکیه بهجای تبعیت از او باید پیرو رسول خدا باشند. او همچنین علمای ترکیه را عروسک خیمهشببازی در دست "فرعون" می انست. نظریات ایدئولوژیک آقای خمینی بر دیپلماسی ایران در ترکیه تأثیر منفی گذاشت. مثلاً در بازدید خود از ترکیه در 1987، آقای میرحسین موسوی، پروتکل دیپلماتیک را که در آن باید مقبره آتاتورک را بازدید کرده و ادای احترام میکرد نادیده گرفت و بهنقد افکار آتاتورک پرداخت و گفت ترجیح میدهد که مقبره مولانا را زیارت کند. روزنامهها و تلویزیون ایران بهنقد و توهین به افکار آتاتورک پرداختند و رسانههای ترکیه نیز "اسلام خمینی" را نقد کردند. در موردی دیگر، به مناسبت پنجاهمین سالگرد مرگ آتاتورک در نوامبر 1988 سفارت ایران در آنکارا، از نیمهافراشته کردن پرچم خود برای احترام به آتاتورک خودداری کرد. مقامات و رسانههای ترکیه این اقدام را یک توهین غیرقابلبخشش خواندند. ترکیه و ایران سالهای بسیار است که رقیب یکدیگرند؛ در زمان تحریمها، ایران به دنبال یک شریک تجاری مطمئن، و آنکارا به دنبال نفت بود. درواقع کمکهای ترکیه درزمینهٔ تجاری از فروپاشی اقتصاد ایران جلوگیری کرد. در اختلافات سوریه، موضع آقای اردوغان، که خود را رهبر دنیای اسلام سنی میداند و ج.ا. شیعه، باعث اختلافات فراوان شد. هم ایران و هم ترکیه، از حفظ رژیم اسد حمایت میکنند. در عراق نیز ایران به دنبال رسیدن به موصل بود و ترکیه برای جلوگیری از تسلط شیعیان، نیروهای خود را در مناطق هممرز موصل قرار داده است؛ این اقدام با واکنش شدید تهران همراه بود.
در این رشته توییت به بررسی کتاب "سیاست خارجی ایران پس از برجام" میپردازیم. کتاب از 10 فصل تسکیل شده و هر فصل را به صورت خلاصه در ادامه معرفی خواهم کرد. نویسنده عزیز این کتاب آقای
Iran’s Foreign Policy After the Nuclear Agreement
Politics of Normalizers and Traditionalists
Authors: Rezaei, Farhad; © 2019
Palgrave Macmillan
ISBN 978-3-319-76789-5 فصل اول: کلیات سیاست خارجی ایران
سیاست خارجی در ایران پیچیده است و دولت، با نهادهای حاکمیتی مانند سپاه پاسداران، برای افزایش نفوذ خود میجنگد. قدرت واقعی در دست حامیان آیتالله علی خامنهای است؛ لایه معتمدین نظام. تصمیمات مهم توسط آقای خامنهای گرفته میشود. فشار حلقه بسیار تنگ داخلی، افزودن بیجهت پیچیدگیها، جنگ قدرت، تهدید و ارعاب، بازی در لبه پرتگاه سقوط و خشونت تنها برخی از ابزار مورداستفاده در پروسه تصمیم گیران نهایی نظام در سیاست خارجی است؛ این موضوع باعث فرستادن پیامهای متضاد در مورد یک موضوع از داخل کشور است. سپاه، نهادها و بنیادها، و همچنین روحانیان صاحب قدرت، به دلیل وجود حمایت "نظام" نیازی برای هماهنگی با دولت در سیاست خارجی و داخلی، احساس نمیکنند. دراینبین، پاسداران برای منافع خود، بارها سیاست خارجی را بهگونهای هدایت میکنند که برخلاف سیاست رسمی دولت است. دراینبین اصلاحطلبان پرچمدار حمایت از دولت هستند و اصولگرایان و علیالخصوص شاگردان مدرسه حقانی، پیشرو در جمهوری زدایی از کشور و در صف اول مخالفان دمکراسی. فصل دوم: ج. ا. و ایالاتمتحده
پس از انقلاب، آمریکا به شیطان بزرگ بدل شد و ارتباط با آن معادل خیانت؛ محمد خاتمی با طرح گفتگوی تمدنها و نیز حسن روحانی با برجام و وجود پرزیدنت اوباما نیز نتوانستند گامی بهپیش بگذارند. مخالفت اصولگرایانی همچون آقای مصباح، آقای خامنهای و آقای جنتی و همچنین به خطر افتادن منافع پاسدارها، تمام آن چیزی بود که برای مخالفت حامیان نظام علیه برجام موردنیاز بود. مخالفت آنها نیز برای پرزیدنت ترامپ و جمهوریخواهان در آمریکا به بازوی تبلیغاتیشان تبدیل شد. بازگشت تحریمها و تحریمهای جدید نیز به تشدید بیثباتی در ایران کمک کرده است. ملغمه مدیریتی و فساد نیز مزید بر علت است. و خطر عمدهای که ایران را در این زمینه تهدید میکند، اول، بازگشت به غنیسازی مخفیانه یا آشکار و دوم نیروی دریایی سپاه (ندسا) است که به تحریک کشتیهای جنگی نیروی دریایی آمریکا میپردازد. فصل سوم: ایران و روسیه؛ حرکت بهسوی شرق.
روسیه هم درزمینه دور زدن تحریمها و هم درزمینهٔ برنامه هستهای ایران به یاری جمهوری اسلامی شتافته است. حرکت بهسوی سازمان همکاری شانگهای نیز در دوران دولت ا. ن. شروع شد، هدفش نیز کم کردن اثر تحریمها با کمک روسیه و چین بود. هم اصلاحطلبهاو هم اصولگرایان از حمایت آقای پوتین استقبال کردهاند. دو هدف فرعی نیز که هم روسیه و هم ج.ا. آن را دنبال میکنند و باعث نزدیکی آنها شده است، تضعیف اتحادیه اروپا و ناتو میباشد. اصولگرایان علاقه بیشتری به روسیه دارند و تیم آقای روحانی و اصلاحطلبان، خواستار ایجاد توازن بین روابط با اروپا و روسیه هستند. وضعیت سوریه نیز یکی دیگر از دلایل نزدیکی این دو کشور میباشد. همکاری مستقیم پاسداران با نیروهای روسی، موضع اصولگرایان تندرو را در ج. ا. تقویت کرده است. فصل چهارم: ایران و اتحادیه اروپا
روابط ج.ا. با اروپا در اکثر موارد حسنه بوده است، پیچیدگی از آنجایی پیش آمد که آنها عقبنشینی ج.ا. از اهداف هستهایاش را درخواست کردند. با مخالفت ج.ا. اتحادیه اروپا نیز به ائتلاف بینالمللی و تحریم علیه ج.ا. پیوست. تحریم ایران، به اتحادیه اروپا ازنظر اقتصادی ضربه زد، زیرا ایران هم مشتری کالاها و خدمات آنها بود و هم مقصد سرمایهگذاری. پس از تصویب برجام در 2016، قراردادهای متعددی، ازجمله با ایرباس عقد شد، و هر دو طیف سیاسی ایران بر گسترش روابط با اروپا توافق داشتند. ج. ا. اروپا را یک حائل میان خودش و دولت پرزیدنت ترامپ برای تضعیف برجام میبیند، پس از خروج آمریکا، اروپا با صدای بلند به اعتراض برخاست؛ تلاشهای اروپا برای گسترش روابط اقتصادی از داخل ایران، برای حفظ اقتصاد مقاومتی با عکسالعمل منفی روبهرو شده است. اختلافات زیادی در مورد نوع پاسخگویی به اعتراض اروپا در موضوعاتی همچون حقوق بشر،حمایت از تروریسم و رژیم سوریه در ج. ا. وجود دارد. مطلوب اروپا بهبود حقوق بشر در ایران، تلاش ج. ا. برای نابودی گروههای تروریستی و کمک به برکناری اسد است؛ در این میان اصلاحطلبان برای نشان دادن چهرهای زیبا از ج.ا. میکوشند، اما اصولگرایان، همین ظاهرسازی مصلحتی را نیز برنمیتابند. فصل پنجم: ایران و عراق؛ پروژه لبنانیزه کردن.
از دید ج. ا.، مناسبترین بستر برای صدور انقلاب، کشور عراق است و جایگزینی حزب بعث، با جمهوری (اسلامی) عراق، چیزی شبیه معجزه و هدیه آمریکا بود. از دید ج. ا. تمام جوانان شیعه عراقی، آماده شهادت در راه اهدافش هستند. پس از یازده سپتامبر و حمله به عراق در 2003 بود که آمریکاییها متوجه شدند تا چه اندازه نفوذ ج. ا. در عراق زیاد است. اقدام شتابزده نیروهای سپاه قدس و حمایت آنها از سیاستمداران شیعه، باعث رسیدن آنها به قدرت و شیوع طایفهگرایی شد و به همین واسطه، شیعیان از اهل سنت انتقام گرفتند. رفتار دولت نوری المالکی، که با حمایت ج.ا. بالاآمده بود، این سیگنال را به اهل سنت داد که آنها دیگر شهروندان درجهدو عراق هستند. این موضوع یکی از زمینههای رشد سریع داعش بود. آمدن داعش، پیشروی ایران را در عراق بسیار کند کرد؛تصمیمات عربستان برای بازسازی شهرهای سنی نشین عراق، حمایت آمریکا از این تصمیم و برخورد جدی ارتش ایالاتمتحده با داعش نیز از دیگر مواردی بود که عمق نفوذ ج.ا. را کاهش داد. فصل ششم: ایران و سوریه؛ پیروزی یا شکست.
حفظ اتحاد با سوریه برای ج.ا. بسیار مهم است. حفظ هلال شیعی، رساندن اسلحه و پول به حماس، حزبالله و جهاد اسلامی فلسطین، و همچنین مبارزه با داعش از اهداف مهم و حیاتی برای ج.ا. به شمار میرود. پس از شروع جنگ داخلی سوریه، حاکمیت ج.ا.،سپاه پاسداران و سپاه قدس بهصورت یکدست، شروع به حمایت بسیار گرانی از بشار اسد و رژیم بعث سوریه کردند. تخمینها از هزینه کرد بیش از 100 میلیارد دلار توسط ج.ا. خبر میدهد. علاوه بر نیروهای سپاه پاسداران، سپاه قدس، حزبالله، ج.ا. نسبت به آموزش و تجهیز نیروهای شیعه عراقی و مبارز از افغانستان و پاکستان اقدام نمود. اصولگرایان تندرو حفظ اسد را بالاتر از مسئله هزینه آن میدانند و معتقدند حضور او، از تشکیل یک سوریه سنی با محوریت عربستان جلوگیری میکند. چه اسد بماند و چه مجبور به رفتن باشد، ج.ا. بهواسطه حضور خود یکی از بازیگران مهم در مورد آینده سوریه خواهد بود. فصل هفتم: ایران و عربستان؛ رهبری امت اسلام وهژمونی منطقهای
اختلافات با عربستان به ابتدای انقلاب بازمیگردد. درست پس از تغییر رژیم ایران در 1979، نیروهای جدید انقلابی با رهبری آیتالله خمینی اقدام به صدور انقلاب و مشکلسازی برای عربستان نمودند. آخرین بحرانی که ج.ا. برای عربستان ساخته است، تسلیح حوثیها در یمن است. عربستان نیز به مقابله با تحرکات ج.ا. در سوریه، عراق و بحرین پرداخته است. ملک سلمان، برخلاف پادشاه قبلی، تصمیم به مقابله شدید با اقدامات ایران را دارد و دخالت مستقیم ریاض در جنگ داخلی یمن را در همین راستا میتوان ارزیابی کرد.برای مصالحه با عربستان، حسن روحانی به دخالت آیتالله رفسنجانی امید داشت، زیرا او تنها سیاستمداری بود که توانایی برقراری دیالوگ جدی با عربستان را داشت. پس از مرگ آقای رفسنجانی، تلاشهای آقای روحانی برای برقراری ارتباط با عربستان در مورد یمن و سوریه تاکنون به نتیجه نرسیده است. فصل هشتم: ایران و ترکیه: دوست و دشمن.
ترکیه و ایران، وارثان دو امپراتوری پرشیا و عثمانی هستند. روابط فیمابین به خشونت آنچنانی کشیده نده اما زیاد دوستانه هم نیست. هردو به هم نیاز داشته و از هم متنفرند. هر دو به دنبال حیطههای خاکستری این رابطه هستند که به نفع هردو باشد. پس از انقلاب 1979، روابط دو کشور به تیرگی گروید. آقای خمینی به ترکیه که یک کشور سکولار و عضو ناتو بود، بدبینی داشت. آقای خمینی در یک سخنرانی خود در 1986 اینگونه بیان کرد که آتاتورک یک دیکتاتور بوده و علمای ترکیه بهجای تبعیت از او باید پیرو رسول خدا باشند. او همچنین علمای ترکیه را عروسک خیمهشببازی در دست "فرعون" می انست. نظریات ایدئولوژیک آقای خمینی بر دیپلماسی ایران در ترکیه تأثیر منفی گذاشت. مثلاً در بازدید خود از ترکیه در 1987، آقای میرحسین موسوی، پروتکل دیپلماتیک را که در آن باید مقبره آتاتورک را بازدید کرده و ادای احترام میکرد نادیده گرفت و بهنقد افکار آتاتورک پرداخت و گفت ترجیح میدهد که مقبره مولانا را زیارت کند. روزنامهها و تلویزیون ایران بهنقد و توهین به افکار آتاتورک پرداختند و رسانههای ترکیه نیز "اسلام خمینی" را نقد کردند. در موردی دیگر، به مناسبت پنجاهمین سالگرد مرگ آتاتورک در نوامبر 1988 سفارت ایران در آنکارا، از نیمهافراشته کردن پرچم خود برای احترام به آتاتورک خودداری کرد. مقامات و رسانههای ترکیه این اقدام را یک توهین غیرقابلبخشش خواندند. ترکیه و ایران سالهای بسیار است که رقیب یکدیگرند؛ در زمان تحریمها، ایران به دنبال یک شریک تجاری مطمئن، و آنکارا به دنبال نفت بود. درواقع کمکهای ترکیه درزمینهٔ تجاری از فروپاشی اقتصاد ایران جلوگیری کرد. در اختلافات سوریه، موضع آقای اردوغان، که خود را رهبر دنیای اسلام سنی میداند و ج.ا. شیعه، باعث اختلافات فراوان شد. هم ایران و هم ترکیه، از حفظ رژیم اسد حمایت میکنند. در عراق نیز ایران به دنبال رسیدن به موصل بود و ترکیه برای جلوگیری از تسلط شیعیان، نیروهای خود را در مناطق هممرز موصل قرار داده است؛ این اقدام با واکنش شدید تهران همراه بود.
فصل نهم: ایران و اسرائیل؛ مقابله با "دشمن صهیونیست" از همان ابتدای تشکیل خود، ج.ا. به روشهای مختلف اسرائیل را آماج حملات خود قرار داده است. آقای خمینی، اسلام شیعی را آزادکننده اورشلیم از دست "رژیم صهیونیستی" و "شیطان کوچک" خواند. این فتوای آقای خمینی، هرساله در روز قدس یادآوری میشود. ج.ا. مدام اعلام میکند که اسرائیل و حق حیات ملت یهود را به رسمیت نشناخته، مصر و اردن را برای صلح با اسرائیل شماتت میکند.
ا.ن. با پشتیبانی معنوی شاگردان مدرسه حقانی، دشمنی با اسرائیل را لباسی نو پوشاند، او که قبلاً اعلام کرده بود ایران دیگر عضو "کشورهای هستهای" شده است، بهگونهای سخن گفت که برداشت از آن شنونده را به این نتیجه میرساند که ج.ا.، بمب اتم را یکی از راهکارهای نابود کردن اسرائیل میداند از دید آقای روحانی، اقدامات تندروها برای تهدید اسرائیل به نابودی و رد کردن هولوکاست، وجهه بینالمللی ج.ا. را مخدوش کرده است و سعی کرد در سیاست خود به این دو موضوع اشاره مستقیم نکند. اصولگرایان نیز از پا ننشستند و راه خود را رفتند. آنها حمله به اسرائیل را نوعی ابزار برای امتیاز گیری میدانند. آنها در رسانههای خود، دولت روحانی را به نرمش در قبال "دشمن صهیونیستی" متهم کردهاند، و برای اینکه جای هیچ شکی باقی نگذارند، سپاه پاسداران بر روی موشکهای خود مرگ بر اسرائیل را نقشبست. آقای روحانی حتی در نامهای از آقای خامنهای خواست که این شعار از روی موشک برداشته شود، اما او به سخنش وقعی ننهاد. سپاه پاسداران به دلیل درگیری در سوریه، زیاد مایل نیست که حزبالله درگیر اسرائیل شود و تمرکز آنها را معطوف بر سوریه کرده است.
فصل دهم: نتیجهگیری
در این فصل جمعبندی کلی نویسنده را مطالعه خواهید کرد؛ بسیار کوتاه بوده و خواندش خالی از لطف نیست. </تمام>
کتابهای دیگر آقای رضایی شامل موراد زیر هستند:
Iran’s Nuclear Program: A Study in Proliferation and Rollback
Book by Farhad Rezaei; 2017
Iran, Israel, and the United States: The Politics of Counter-Proliferation Intelligence
Book by Farhad Rezaei and Ofira Seliktar; 2018
https://twitter.com/TheIntangibles/status/1079072561219227649
در این فصل جمعبندی کلی نویسنده را مطالعه خواهید کرد؛ بسیار کوتاه بوده و خواندش خالی از لطف نیست. </تمام>
Iran’s Nuclear Program: A Study in Proliferation and Rollback
Book by Farhad Rezaei; 2017
Iran, Israel, and the United States: The Politics of Counter-Proliferation Intelligence
Book by Farhad Rezaei and Ofira Seliktar; 2018

نظرات
ارسال یک نظر